تبليغاتX
Daisypath Wedding tickers
رویای نیمه شب
دلم داره میترکه از....
10 دلیل خیانت زنان 

10 دلیل خیانت مردان

عسلکم اینو واسه ی قضاوت شما نذاشتم تنها دلیلش توجیه خودمه و بس.

 

بازم میام.

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 0:16  توسط رویا  | 

آقایون بخونن(عسلک نخونی ها)
۸ خصیصه آقایون که خانم ها پنهونی دوست دارند:

خیلی سخت است که بتوان بر طبق خصوصیات اخلاقی که جنس مخالف آنها را میپسندد رفتار کرد. معمولاً هنگامیکه زمان قرارهای ملاقات فرا می رسد، خانم ها از هر نظر به خودشان می رسند، اما در مقابل آقایون همان چهره خسته و عرق کرده باشگاه را ترجیح می دهند. نکته مهمی که آقایون نباید هیچ گاه از نظر خود دور کنند این است که خانم ها همیشه آنطور که وانمود می کنند، نیستند و هیچ گاه حقیقت چیزهایی را که دوست دارند در همسر خود ببینند را به زبان نمی آورند. شاید برخی از خانم ها نسبت به بعضی از خصوصیات اخلاقی همسرشان دل خوشی نداشته باشند و همیشه از او ایراد بگیرند و به او غر بزنند؛ اما بد نیست که در این قسمت از برخی خصوصیاتی که می تواند یک خانم را همواره علاقمند به شوهرش نگه دارد نیز چیزهایی بدانیم. شاید خانم ظاهراً از تعدادی از رفتارهای بخصوص آقا رضایت نداشته باشد، اما واقعیت این است که او در باطن خود، از زور خوشحالی در حال انفجار میباشد. تعجب آور است؟!

این مقاله را بخوانید تا ببینید کدامیک از رفتارهای "مردانه" تان حس علاقه همسرتان را بر می انگیزد و برای تغییر آنها مجددا فکر کنید.

1- مرد مردها

هر چند خانم ها ادعا می کنند که از مردهای مرتب و تمیز و شیک پوش خوششان می آید، اما گاهی اوقات اگر با لباس های ورزشی کج و کوله جلوی آنها ظاهر شوید، غذا را بدون رعایت آداب ویژه بخورید، و در کوچه فوتبال بازی کنید، شاید به نظر خانم ها خیلی جذاب تر هم جلوه کنید. او بدش نمی آید که هر چند وقت یکبار برای نجاتش تلاش کنید، و یا اگر از عهده تعمیر برخی وسایل بر می آیید این کار را انجام دهید، و یا حتی با دوستان خود گپ بزنید.

یک خانم با یک آقا قرار نمی گذارد تا بر سر این موضوع که کدامشان کفش ها و یا موهای شیک تری دارند با او به رقابت بپردازد؛ بلکه این تفاوت های موجود میان شما دو نفر است که منجر به اتصال هر چه بیشتر شما به هم می شود. البته نباید فراموش کنید که زمانیکه برای مشاهده تئاتر و یا صرف شام به بیرون می روید، او از شما انتظار دارد که لباسهای مناسب و آراسته ای به تن کنید، اما در عین حال باید در نظر داشته باشید که در بقیه ساعات بیشتر از حس مردانگی شما لذت می برد - هر چند این امکان وجود دارد که هرگز به این موضوع اعتراف نکند- همیشه لازم نیست شیک ترین لباس ها را به تن کنید و درهای مختلف را پیش از او برایش باز کنید، فقط کافی است که باد گلو های بعد از نوشیدنی را در زمان مناسب و هنگامیکه با دوستانتان هستید بزنید.

عسلکم بعضی هاش خیلی خوب بود ولی اون نکته ی آخرو فقط واسه خودم نگه دار. 

2- نه گفتن

شما باید تصمیماتی که به ذهنتان  می رسد را انجام دهید و بر طبق آنچه عقلتان به شما دستور می دهد، عمل کنید؛ حتی اگر این کار سبب عصبانی شدن خانم شود. آقایون تصور می کنند که دخترخانم ها به دنبال نامزدهایی می گردند که او را بتوانند روی یک انگشت خود بچرخانند و هر چه که می گویند انجام دهد. اگر بخواهید همیشه مطابق آنچه به شما دیکته می شود، عمل کنید، دیری نخواهد گذشت که رابطه تان کسل کننده و ملال آور می شود. خانم ها به دنبال مردی هستند که چیزی برای ارائه کردن در دست داشته باشد و بتواند عقاید و ملاحظات شخصی خود را در بحث ها وارد کند. آنها به دنبال مردی هستند که شخصیت منحصر بفردی داشته باشد. اگر تمام زندگی یک مرد را تنها "همسرش" تشکیل دهد، آنگاه دیگر چیزهای زیادی برای گفتن ندارد و برایش سورپرایزهای زیادی باقی نمی ماند که بتواند در مواقع ضروری آنها را رو کند.

حتی اگر همسر شما از آن دست خانم هایی باشد که دوست دارند قدرت و کنترل خانواده را بدست بگیرند، باز هم بدش نمی آید که گه گاه با شما قدرت آزمایی و جدلی برابر داشته باشد. بنابراین اگر تا به حال تصور می کردید که باید کنترل تمام امور را به دست او بسپارید، بهتر است از این به بعد دست از این كار بردارید؛ به منظور حفظ رابطه و نگه داشتن او حتماً نباید خودتان را به یک خدمتكار خانگی دست آموز تبدیل کنید.

اینو که فدات بشم خودت خوب خوب بلدی عزیزم.

3- داشتن شهوت جنسی شدید

کاملاً روشن است که اگر یک رابطه، تنها به برقراری روابط جنسی محدود شود، طرف مقابل احساس می کند که مورد سوء استفاده قرار می گیرد؛ اما از سوی دیگر باید این امر را نیز در نظر گرفت که يك خانم زمانیکه می بیند شوهرش در مقابل او کنترل خود را از دست میدهد و ابزار علاقه می کند انگار دنیا را به وي داده اند. اگر همسر شما شاغل است و شب هنگام پس از یک روز سخت کاری و سرو کله زدن با ارباب رجوع و همکاران او را در خانه می بینید هیچ چیز جز معاشقه نمی تواند او را خوشحال کند؛ این امر سبب می شود که او خودش را در راس تمام شادی های جهان قرار دهد. اگر او شغل حساس و با ارزشی دارد و در سمت مهمی قرار دارد، بهتر است شما شروع کننده ارتباط جنسی باشید. این امر به او اجازه می دهد که با خیال راحت از رابطه خود لذت ببرد.

خدا مرگم بده اونی که من این متنو ازش دزدیدم حتما زن بوده.

 

4- مستقل بودن

شاید همیشه خانم ها به این دلیل که همسرشان ادعا می کنند سرشان بیش از اندازه شلوغ است، به آنها توجه کافی مبذول نمی دارند، وقت زیادی را در محل کار خود سپری می کنند و یا با دوست های خود خوش گذرانی می کنند، ناراحت می شوند. باید توجه داشته باشید که اگر می خواهید همسرتان در کنارتان باقی بماند، باید مانند یک پرنسس(داشتی پرنسسو) با او رفتار کنید؛ اما از طرف دیگر، همواره در نظر داشته باشید که اگر سرگرمی، تفریح و کارهای دیگری برای انجام دادن نداشته باشید، ممکن است خانم احساس کند که در حال خفه شدن در رابطه است. همان اندازه که شما در رابطه نیاز به فضا دارید، خانم ها نیز از آزادی خود لذت می برند و شدیداً به آن محتاج هستند. یک مرد مستقل و متکی به نفس در نظر خانم ها از جذابیت بیشتری برخوردار می باشد. یک مرد محتاج و بدون آرزو های بزرگ، برای بیشتر خانم ها هیچ گونه جذابیتی ندارد. بنابراین شما مجاز هستید که با دوستان مختلف خود قرار ملاقات بگذارید و شغل و سرگرمی مخصوص به خودتان را داشته باشید.

گمونم این نکته واسه خودم مهمتر بود که اینقدر بهت احساس خفگی رو القا نکنم.

 

5- حسود بودن

حسادت یکی از احساسات قوی به شمار می رود. هر چند انسان ها نمی توانند میزان دقیق حسادت خود را کنترل نمایند، اما مقدار کمی حسد، آن هم به طور گاه گاه و اتفاقی، به راحتی می تواند حس جاذبه شما را در نظر او افزایش دهد. اگر شما نسبت به مردهایی که با اوصحبت می کنند، هیچ گونه عکس العملی از خود نشان ندهید، او تصور می کند که به هیچ وجه برایش ارزش قائل نیستید، به همین دلیل به دنبال کسی می رود که این خلا را برایش پر کند. اگر او در مورد یک همکار مذکر خیلی صمیمی و یا مربی اش بازخواست نمایید، شاید در ظاهر به شما غر بزند، اما در باطن لبخندی بر لب هایش نقش خواهد بست.

توجه: زمانیکه نوبت به حسادت می رسد، مقدار کمی از آن می تواند مثمر ثمر واقع شود، پس در خرج کردن آن به شدت صرفه جویی کنید. از قدرت فوق العاده آن با خبر شوید: او می تواند عاشق مردی شود که نسبت به دارایی های شخصی او حساس بوده و از آنها محافظت کند.

اواااااااا اینو که نباید مینوشتم دستم رو شد حسابی.

 

6- آسیب پذیری گاه به گاه

هر انسانی دوست دارد که احساس کند دیگران به وجود او نیازمند هستند و از آنجایی که کمتر اتفاق می افتد یک خانم بتواند از شوهر خود محافظت کند، بد نیست که به او اجازه دهید این کار را از طریق روش های دیگر به شما اثبات کند. برای مثال بد نیست که به او اجازه دهید تا به شما گوشزذ کند نیاز به جوراب های بیشتری دارید، یا اینکه همیشه یادتان می رود رخت ها را به خشک شویی ببرید، و برای بستن کروات خود به کمک او احتیاج دارید.

شاید احمقانه به نظر برسد اما گاهی اوقات همین موارد ساده و پیش پا افتاده سبب می شود که او احساس بهتری نسبت به خودش پیدا کند و بیش از پیش جذب شما شود. البته این امر بدان معنا نیست که سعی کنید از او برای خود یک مادر بسازید - هر چند او از این کار بدش نمی آید - اما این امر شاید جزء آخرین چیزهایی باشد که او انتظارش را از شما دارد؛ فقط زمانیکه نیاز به کمک داشتید و احساس می کردید که او می تواند به شما کمک کند، از او درخواست همکاری کنید. با این کار بدون شک به او احساس قدرت، سودمند واقع شدن، و مهم بودن دست خواهد داد. اغلب مردها تصور می کنند که برای کشاندن خانم ها به سمت خود باید از خودشان یک قهرمان دست نیافتنی بسازند، اما این امر صحت ندارد. مقداری نیازمندی و کمک خواستن سبب می شود که شما در نظر او تا حدی آسیب پذیر جلوه کنید، و در چنین موقعیتی تمام خانم ها حاضر ایستاده اند تا به داخل رابطه شما آمده و به شما کمک کنند.

هی میگم لباساتو بده من بشورم  گوش نمیکنی به حرفم عقده ای میشما نی نی مون چشش چپولی میشه.(تازه ظرف ها رو هم دوست دارم هفته ای یه دفعه بشورم)

 

7- پنهان کردن احساسات

شاید او همیشه اعتراض می کند که چرا نباید بداند که شما در حال فکر کردن به چه موضوعی هستید. شاید دوست داشته باشد بداند که در طول روز و در محل کار برای ما چه اتفاقاتی رخ داده، شاید همیشه از شما بخواهد تا در مورد همه چیز با او صحبت کنید، و به اصطلاح سفره دلتان را برای او باز کنید تا بتواند به عمیق ترین نقطه از احساساتتان دسترسی پیدا کند. شما می دانید که خانم ها با دوست های دختر در مورد جزییات تمام مسائل به خصوص در مورد نگرانی های خود، صحبت می کنند. به همین دلیل اگر بخواهید تمام احساست خود را در مقابل او بازگو کنید، خیلی راحت می تواند به شما نمره دهد.

در برخی مواقع اگر کمی از او دوری کنید و خود را کمی اسرار آمیز جلوه دهید، او علاقه بیشتری به شما پیدا خواهد کرد. نکته جالب اینجاست که خودش به شخصه برای پیدا کردن حقیقت تلاش می کند. خانم ها لذت می برند تا بدون اینکه شما به آنها چیزی بگویید، خودشان بتوانند از اسرار شما سر در بیاورند. شاید آنقدرها هم که شما تصور می کنید از این کار متنفر نباشد.

ببین من زیاد از این یکی خوشم نمی آد عسلکم.

 

8- سرتاپای او را وارسی کنید

خانم ها به اندازه آقایون دوست دارند که دیگران آنها را به خاطر توانایی های ذهنی و عملی شان تحسین کنند، و زمانیکه کاری را درست انجام دادند مورد تشویق قرار بگیرند؛ آنها در چنین حالتی انتظار ترفیع رتبه و تشویقی نیز دارند. اگر یک خانم با حالت جذابی صحبت ميكند دلش می خواهد مورد توجه قرار بگیرد. البته این امر به شرایط و کسانیکه به او توجه می کنند هم بستگی دارد.

اما زمانیکه نوبت به مردی می رسد که خانم دوستش می دارد، با کمال میل به او اجازه می دهد که کلیه متعلقاتش را چک کند. خانم ها هم مانند آقایون از تعریف و تمجید لذت می برند. اگر به او توجه کنید او واقعا خوشحال می شود و این خوشحالی شما را به هر کجا که بخواهید خواهد رساند.

همیشه بهترین رفتارهایتان را رو نکنید

هر چند خانم ها در بیشتر موارد، زمانی که غر زدن هایشان را شروع می کنند کاملاً جدی هستند، (به ویژه زمانیکه آشغال غذاهای خود را روی میز بگذارید و یا جوراب هایتان را برندارید) اما باید این امر را هم در نظر داشته باشید که اگر بخواهید همیشه با او موافقت کنید و مطابق خواسته هایش رفتار کنید، او دلش برای خود واقعی شما تنگ خواهد شد (یعنی تنگ میشه؟)

این دست رفتارها به دو قسمت تقسیم می شوند: آنهایی که خود واقعی شما را نمایان می سازند و آن دسته ای که شما را به او نشان می دهند. از آنجایی که ما کاملاً واقف هستیم که خانم ها نیازمند توجه هستند و همین توجه باعث جذب خانمها به آقایون می شود، این احتمال وجود دارد که برخی رفتارهای منحصر بفرد شما باعث شود تا گل لبخند را بر روی لب های او بنشاند و در وجود او جذابیت بیشتری نسبت به شما ایجاد نماید. بنابراین هیچ گاه نباید به ظاهر صحبت های او توجه کنید؛ در بیشتر مواقع او شما را فقط به خاطر وجود خودتان دوست می دارد.

بیشترش به درد وقتهایی میخوره که تنهای تنهاییم ولی درست و دقیق بود از نظر من البته.


 

2 نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 3:1  توسط رویا  | 

لپ لپ
دوست جون جونیام سلام.

امروز من و عسلک مهمون داشتیم.زهره و سراج اومده بودن پیشمون البته به پیشنهاد داداشی من که سراج بهش میگفت جوجه.

خیلی خوش گذشت جاتون خالی،تازه غذا رو هم مامان زهره پخته بود عسلک هم پلو رو گذاشته بود منم مثه خانما ساعت ۱۲ رفتم شرکت عسلک.

سراج که حسابی قاطی کرده بود میگفت خاله رویا اینجا خونتونه یا شرکت داییه؟؟؟

هر چی هم براش توضیح میدادم که عزیزم اینجا محل کار داییه و اون اتاق هم واسه استراحته میگفت پس شبها کجا میخوابین؟؟؟طفلک فکر کرده بود من و عسلک شبها پیش همیم(دلم خواست)بالاخره هم متوجه نشد اونجا خونه ی ما بود یا نه،مسئول اماکن با او هیکلش نفهمید چه انتظاری از اون کوچولو میره آخه؟؟؟

یه چیز بامزه هم بگم سراج ما به شدت گیر داده به رنگ بنفشست کامل بنفش میزنهامروزم بهش گفتم خاله چی میخوای برات میریم بیرون بگیرم گفت عینک آفتابی که همه جاش بنفش باشهواااااای اگه بدونین من ۳۰ تا مغازه رفتم آخرش هم پیدا نشد که نشد .

گفتم سراج جونم این که نشد حالا چی میخوای؟؟؟گفت دو تا لپ لپاونم یکی جوجه یکی عمو اردکتازه نوکشون هم باید بنفش باشهحالا شهر ما هم که آخر امکانات ۵ تا مغازه رفتیم تا عمو اردک گیر بیاریم تازه نوک همشون هم به قول سراج گزمز بود.خریدیم و رفتن خونه منم که آخر ذوق لپ لپ به زهره گفتم رسیدین خونه زنگ بزن بگو تو لپ لپ ها چی بود.

باورتون نمیشه ولی سراج از تو لپ لپ عینک آفتابی درآورده بود که همش بنفش بود.

من که داشتم از تعجب شاخ درمی آوردم،نازی عزیز خاله.

بازم میام.

2 نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 23:33  توسط رویا  | 

سالگرد عروسی آجی لی لی

سلام سلام،من بازم بعد از کلی وقت اومدم.

هر موقع دیر می آم نگرون نشید دوست جونی های من حتما اون موقع ها اینقدر با عسلک داریم میجنگیم که دیگه وقتی واسه آپ کردن نمی مونه.

جمعه ی هفته ی پیش رفته بودیم خونه ی خواهر شوهر جان،همونی که آخر آشپزی و دست پختهسالگرد عروسیشون بود.آخی باورم نمی شه به این زودی دو سال گذشت اون سالی که عروسیشون بود من و عسلک با هم دوست بودیم ولی مثل الان صمیمی نبودیم واسه همینم با وجودی که عروسی دعوت داشتم نرفتم البته مامانم هم نذاشت آخه اونموقع ها ترازم تو آزمون های قلمچی مجوزی میشد برای شرکت تو اینجور مجالس بزم وشادی .

منم که عاشق ،آدم عاشق هم که درسخون نمیشه دیگه

خیلی خیلی خوش گذشت برای اولین بار بود که با اجازه ی مامانم شب هم موندم خونشون ،تازه یکی از وعده های غذا رو هم من و عسلک به کمک هم درست کردیم یه جور خوراک با مرغ که من یه دفعه درست کرده بودم و عسلک عاشقش شده واسه همینم گفت که واسه  اونها هم درست کنیم به نظرم که خوش مزه شده بود همه هم تشکر کردن گمونم اونام خوششون اومده بود.

روز اول هم با عسلک رفتیم پله برقی بازی اااااااااا چرا میخندین خب تو شهر ما از این امکانات نیست دیگه ،ما هم با کلی بار و جعبه ی شیرینی زد به سرمون که پله ها رو بر عکس بریم بالا آخ آخ آخ مگه تموم میشد این پله های لعنتی ما هم که تپلی و اخر بی تحرکی واسه کم کردن روی خودمونم که شده تا سه تا پله مونده به آخرش رفتیم ولی دیگه هر چی تلاش میکردیم این سه تا تموم بشو نبود  که نبود ما هم که .....وایستادیم سر جامون و ۱۰ ثانیه بعد همه ی تلاشمون با رسیدن پامون روی زمین ثابت،تموم شد حالا دوتامون خسته جعبه شیرینی هم که خودتون تصور کنید در چه وضعی بود من که نشسته بودم رو سکو و میگفتم من نمی آم زنگ بزن شوهر خواهرت بیاد دنبالمون(آخه ما خودمون هنوز قام قام نداریم ولی ایشالله قراره بخریم)بله دیگه آقای ما هم که اینجور مواقع خجالتی میشه گفت رویا جان بی خیال دوتا کوچه اس خودمون زودی میرسیم ولی بیچاره همه ی وسایلی که دست منم بود خودش گرفت و ما ۵ دقیقه بعدش خونه ی آجی کوچولوی عسلکم بودیم.

فردای اونروزم با آجی و زهره جون(خواهر زاده ی عسلک)رفتیم گردش مجردی سر راه هم رفتیم آرایشگاه و من بدون اجازه عسلک موهامو کوتاه کردم.دیگه تا برسیم ونشونش بدم همش نگرون بودم که خیلی ناراحت نشه ،آخه  میگه موهام باید اینقدر بلند باشه که وقتی کار بد میکنم دو دور بپیچه دور دستش و منو دور خونه بچرخونه تا ادب شم(آخه خودتون که میدونین چوب عسلک گله هر کی نخوره ...)ولی وقتی دید گفت عیبی نداره خیلی کوتاه نیست تا وقتی زنم بشی دوباره حسابی بلند میشه .

بعد از ظهرشم که عسلک برگشت سر کارش منم رفتم پیش یکی از دوستام که تهران دانشجو هستش.این از تهران رفتنمون که خیلی خوش گذشت ولی وقتی برگشتیم نمیدونم چم شده بود دوباره اون روی رویا  هاپوییم بالا اومده بود یه دفعه هم وقتی خونه ی آجی لی لی بودیم با عسلک دعوام شد اون موقع سراج که اونم یکی از خواهر زاده های عسلکه و ۴ سالشه پیشمون بود عسلک هم که سر درد وحشتناک داشت گفت رویا لطفا ۱۰ دقیقه .... شو من استراحت کنم دارم میمیرم. منم گفتم ایشالله زودتر.....حالا سراجم اون وسط پیش ما اومد از داییش دفاع کنه گفت خاله رویا ایشالله خودت ....داشت اون آخرشو میگفت که یهو دید ای وای کار داره خرابتر میشه یه کم فکر کرد گفت ایشالله دزدا بمیرن حالا منم عصبانی خیره شده بودم تو چشمای عسلک وتموم سعی خودمو میکردم که از دست این کوچولو نخندم اونم هی داد میزنه خاله رویا خاله رویا آخر سر دید که من جواب نمیدم با یه معصومیتی که فقط میشه تو بچه ها پیداش کرد میگه خاله با من حرف بزن(الهی فدای مهربونیاش بشم من)منم دیگه طاقت نیووردم کلی خندیدم و چلوندمش و بوس بوسیش کردم اینم باعث آشتی ما شد ولی خب وقتی هم برگشتیم من باز تا دو روز هافو بودم .

عسلکم من رو خیلی دوست داره خودش کم اینو میگه ولی من مطمینم چون واسم هر کاری رو که بخوام انجام میده.

امیدوارم خدا  همه ی آرزوهاشو  برآورده کنه و اینکه منم یه کم صبور تر بشم (همین الان که اینو خوند گفت صبورتر نه آدم تر شی....از هاپویی در بیاییییی....اما شتر در خواب بیند پنبه دونه......

2 نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 12:15  توسط رویا  | 

 

This Template Designed by Mohammad-h .Powered By Blogfa.com

Lilypie Next Birthday Ticker Lilypie Next Birthday Ticker